ای تو همیشه در میان

ابر و باران ومن و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا،یار جدا
این وبلاگ سعی دارد تا با نظرات و پیشنهادهای شما در بروزرسانی هر چه بهتر گامی بردارد.

واحه ای در لحظه

            سهراب سپهری

               

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی است.

که خبر می آرند،از گل و اشده ی دور ترین بوته ی خاک.

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی ست که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان،چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم این جا تنهاست

و در این تنهایی،سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من.

               ***





نویسنده : شیوا ; ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
کلمات کلیدی :سهراب سپهری و کلمات کلیدی :واحه ای در لحظه