واحه ای در لحظه
سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی است.
که خبر می آرند،از گل و اشده ی دور ترین بوته ی خاک.
روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی ست که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان،چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.
آدم این جا تنهاست
و در این تنهایی،سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است.
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.
***
نویسنده : شیوا ; ساعت ٢:٢۸ ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
کلمات کلیدی :سهراب سپهری و کلمات کلیدی :واحه ای در لحظه